چشم اسمانی

عناوین مطالب وبلاگ
- اين گفتار بر مي آيد اين است كه هنر مي كوشد تا يك دريچه را فراسوي نيك و بدي براي تسكين رنج ها و آلام
- زندگي كرده است.حتي شايد از شوپنهاور هم عقب تر است چرا كه او حداقل براي اخلاقيات انساني ارزشي قائل بو
- ا زير سوال ببرد.اما حتي گوته و روبنس و ...را نيز كه از آنها به عنوان مصدق رندگي ياد كرده بود را به ب
- ف مي شود:تنها يك نوع نيرو وجود دارد."تنها دليلي كه نيچه براي اين بيان خود مي آورد اين است كه هنر محت
- رگون كند و از چهره ي زشت خودش رهايي دهد.ما فقط همين يك دنيا را داريم كه آن هم زشت و كثيف و متناقص و
- شند."زيبا چيزي نيست كه كشف شود بلكه ساخته مي شود.او مي گويد" زيبايي در خود"يك عبارت تهي است:شخص اشيا
- یک روستا تا در آنجا انتخابات برگزار کند تا آنها را تا انتخابات بعدی به حال خود و رها شده برجای بگذا
- را نداری و می خواهی به دست بیاوری...کودک حرکت می کند تا بزرگ شود،بزرگ شدن شان بچه است .دانشجو حرکت
- و روی پاچه ی شلوار ارشش تمیز می کنه و توی غلافش م یزاره.بعدش روی جسد مری که خرخره اش رو بریده تف می
- جنوب شرقی اتاق توی گوشم جیغ می کشد.گوشی را توی دستم می چرخانم.۷ صبح است.پلکم می زند.فکر می کنم تا قب
- به اومدنش .... کم موندنش...زود رفتنش ...و درد سرای قبل و بعدش...دلم به عید نبود...به خونه تکونیش...ل
- د و هی به اینا فکر کردم...و راست و واقعیتش اینه که به این نتیجه رسیدم بر خلاف تموم کوتاهی هایی که تو
- ی شد و دیدم تعداد کسایی که امسال تولدم رو بهم تبریک گفتن کمتر شده.نه اینکه برام مهم بوده باشه ـ منظو
- ت که نمی تواند در خانه اش که آن همه در حفظ حرمت آن پافشارس می کند شور و شادی بیافریند و نسبت به شریک
- ی در زندگی تعریف شده اما با نادیده گرفتن ها.مراقبت نکردن ها و سرانجام محرم راز نبودن ها مفهوم آن وار
- ایی که به فرش عادت کرده باشند یکهو برخورد کنند به لمینت کف خانه، اوقاتشان تلخ می شود. برای همین فقط
- حال و هوای شب قبل نیستم. امروز هم بیرون نرفتم و تمام وقت در خانه بودم اما دلم نگرفت. اینطوریست دیگر!
- ا پله هایی بود که می رسید به پشت بام خانه و من که دخترکوچکی بودم عاشق بالا رفتن از آن. می گفت :"نرو
- ته دادن بود و آماده شدن برای کنکور فلسفهٔ هنر. در این میان وارد بازی‌ها شدم و داستان‌ها پشت سر گذاشت
- جربه کردن را به من می‌دادند. کلید سالن دست من بود و من هر وقت اراده می‌کردم می‌رفتم و آن تو می‌نشینم
- د وجودم را پر از شوق به زندگی‌ می‌کرد. اما پول مهم بود. فرمول‌های زیادی بود برای زیستن سبکبالانه و ب
- . نوشتن را دوست داشتم. کتاب خواندن و فکر کردن را و دنیایی که که فلاسفه ساخته بودند وجودم را پر از شو
- بهتر هم می‌شود. بعضی وقت‌ها با دخترهایی توی خوابگاه حرف می‌زدم که مثل من اهل کتاب خواندن بودند. من ک
- سفال را پیش دخترانی یاد گرفتم که تازه ۲۴ ساله شده بودند. کارگاه داشتند و می‌دانستند دارند با زندگی‌
- ری کردم که با خیال راحت برای همیشه بتوانم سربار دیگران شوم. دوستانم مدام با من از راه اندازی مغازه و
- آرایشی دارد و کل زندگی‌اش از عمل های زیبایی تا مهمانیهایی که میرود تا خیانت کردن و هر فعلی که انجام
- توضیح دادن می‌کند. بعضی ها به من می‌گویند تأخیری داری و بعضی فکر میکنند از سر بدجنسی یا بدذاتی به آن
- ورند را دوست دارم. دلم می‌خواهد یک‌گوشه از میز بنشینم و مشغول باشم. همین. اما آن شلوغی من را هم در خ
- چه ماهی هستی؟ گفتم فروردین. گفت آها! گفتم موردی که نداره؟! گفت نه. ولی بعد از چند وقت وسط حرفها بهم
- ر سطوح اجتماعی. من همیشه پدربزرگ و مادربزرگم را در کنار هم دیده‌ام. مثل یک جفت پرنده‌ی کوچک در آشیان
- و ضدزن بودن مردها فکر می‌کنم. معمولاً در پس ذهنم مردهای شیرازی در رتبه‌ی آخر قرار می‌گیرند. به جز آن
- شند که پدر به زحمت برایشان فراهم می‌کند یا می‌فرستد. از این نمونه‌ها فت و فراوان است. پیرزنی که ازدو
- ش بودن، یک روز شیرینی پزی دارند و یک روز دلشان می‌خواهد استاد دانشگاه شوند. به تلاش‌هاشان نگاه کرده
- کم علاقه ام. اصلاً بیشتر اوقات بین چیزهای خوب دنیا و من یک شکاف خیلی بزرگ و عمیق هست. وقتی اینجوری م
- اق باشم. یک جورایی انگار جور منو هم می‌کشه. بعد یه وقتهایی هم‌ زورم می‌گیره، حسودیم میشه واسه اینکه
- تور توش افتاده بود، برای درختان برگ از دست دادهی کج و کوله، برای کاج های چیدمان شده و شکل دار، برای
- ه، بعد فکری کرد و گفت: اما توام باید به حرف من گوش کنی، یک طرفه که نمیشه. هر دو طرف باید به حرف هم گ
- ی کشیدن، رنگآمیزی کردن کتابِ شهرهای دنیا، سفالگری و ساختن چیزهای کوچک و بامزه، بازی کردن با تبلت، عک
- ه میشه دعوتم کنی بیام خونتون؟! گفتم: البته که میشه عزیزکم. یک پنجشنبه روزی بود، مثل امروز که من کلا
- قاطی می‌کنند. خیلی می‌ترسم. عمیقاً می‌ترسم از آدم‌های افراطی. بین جنبش های زنانه، بیشتر از هر چیز ا
- من؟! من فرهیخته نیستم. جزو دسته‌ی تماشاگرها یا بهترین حالتش دلقک ها به شمار می‌روم. اگر بخواهم خودم
- شن یک‌جمله‌ی کپی شده از کتاب در فلان کانال، بگذارد توی اینستا و دیگران را دعوت کند که به تماشای این
- مدلی هست که کفش کفش گل‌گلی و طرح سنتی می‌پوشد و دست‌بند دست دوری شده‌ی صنایع دستی چابهار می‌بندد به
- از نظر پزشكان ارولوژيست - خريد پستي بهترين قرص هاي كلفت كردن آلت تناسلي
- داروهاي گياهي - فروش بهترين قرص هاي كلفت كردن آلت تناسلي
- بهترين راهاي افزايش سايز الت - خريد اينترنتي بهترين قرص هاي كلفت كردن آلت تناسلي
- براي بزرگي وكلفتي الت ميشود | جديدترين روش براي افزايش سايز الت
- دارو هاي افزايش طول اندام تناسلي - راهاي سنتي براي افزايش طولوبزرگ كردن كردن الت
- براي دراز وكلفت كردن الت - چگونه الت خود براي بزرگ وشيك كنيم | جديتريدترين روش براي بزرگ كردن سايز
- بزرگ و كلفت كردن آلت آقايان با روش نوين و جديد - خريد قرص مگنا ركس
صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11 12 13 صفحه بعد